مدرسه ,میشد ,راهنمایی ,چادر ,میخوندم ,داشتم ,خوندم خوندماونموقع مدزسه نمونه و خاص میرفتم خیر سرم..هم راهنمایی هم دبیرستان...هوش و تلاشم خوب بود دبیرستان نمیدونستم گندی که به من خورده قابل جبران نیست و افکار مزخرفم رو اجرا میکردمکه زودتر.....که برم درمان مجدد.میدونستم اسیب میبینم.تو خونه مثلا خواهر کوچیکم میگفت میگفتم میدونم میخوام.... همش از همون اشتباه کوچکی کودن نشات میگرفت.ودخدا! نبود که یاری کنه... خلاصه الان بارون رو دیدم یاد زمان مدرسه افتادم.راه مدرسه راهنمایی تا خونه بیست دقیقه دویدن و نیم ساعت راه رفتن عادی راه بود...جز سال اخر که گاهی پدر همسایه مون میومد دنبالمون و گاهی مادرم پول تاکسی میداد بقیه روزها پیاده میرفتم و برمیگشتم...نزدیک امتحانا مامانم همش میگفت..درست رو خوب بخون این همه روز رفتی تو سرما و گرما... این دیالوگ هرسال تکرار میشد.و من بیشتر میخوندم وجود نداشت خواهر دلسوزی که بگه دخترک معدل بیست راهنمایی مدرسه فلان بدردت نمیخوره..نمزه نوزده گرفتی گریه نکن و... واقعا اینهمه سختی کشیدم اخرش چی؟دختری بود کل دوران دبیرستان درس نمیخوند فقط شب امتحان ترم..دو سال نضست خونه خوند رتبه عالی اورد.با اینکه بهترین شرایط رو داشت روحی مالی جسمی و.... من خرررر هی خوندم خوندم خوندم.اما کوچکی شیطان گندش اتیش زندگیم شد.... دم کنکور لعنتی فهمیدم اینهمه بلا اخرش هیچی... چفدر شبها تا صبح بیدار بودم درس میخوندم.....چقدر استرس داشتم..یه ایه بود : اللهم اخرجنی من ظلمات ....بقیش یادم نیست.تو مفاتیح. دعای مطالعه بود.اینو حفظ بودم همش میخوندم..قبل امتحانا استرس شدیدی داشتم چندبار ایة الکرسی میخوندم.نمره هام خوب بود و من احمق از خدا تشکر میکردم...خودم تلاش میکردم خدا شکر میشد تو بارون میرفتم میومدم یادمه دوم راهنمایی جوگیر شدم :))) چادر ملی گذاشتم..تابستونش رفته بودیم مشهد. یه روز بارونی مثل همیشه پیاده اومدم مدرسه..عادت به چتر نداشتم..پول توجیبی نمیگرفتم وگرنه تاکسی سوار میشدم این چادر خیس خیس بود..گذاشتم رو بخاری کلاس شعله کم بود ناظم اومد گفت همه حواسا به من...من چادر رو بیخیال شدم بعد که ناظم رفت دیدم پایین چاثرم جمع شده.یکم سوخت دلم گرفت.گفتم خدایا چی میشد ناظم الان نیاد؟ سال بعدش بیخیال چادر شدم جقدر روز اول راهنمایی ذوق داشتم.مادرم دستمو گرفت برد مدرسه. برعکس دبیرستان لعنتی... همش استرس ... الان به من بگن بیا دانشگاه بهترین زشته یخون مفتی یهت کمک هزینه هم میدیم.بابا من اعصاب ندارم میشد این اتفاقا نیقته.اگه خدا یود از خداییش کم میشد به دادم میرسیید؟فقط همینجا کمک میکرد منبع اصلی مطلب : دختر بدبخت
برچسب ها : مدرسه ,میشد ,راهنمایی ,چادر ,میخوندم ,داشتم ,خوندم خوندم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : مدرسه...